یه روزایی هست که حال دلت بی دلیل خوبه...
هوای بهاری لطیفه و صدای پیانوی دلنشین توی گوشت ، زندگی کردن رو نجوا میکنه...سمت چپت یه میز ارایش با زوایای ارامش بخشه و یه ایینه گسترده که توش عکس پنجره به خوبی دیده میشه با اون گلدونای کوچیکه لب طاقچه که ردیف صف کشیدن...
تختی که کنار پنجرس و تمام حجم خورشیدی که از پنجره میاد تو ، سهم اونه و منی که روش نشستم در گوشه دنج و دلچسب خودم:)
و رنگ هایی که دلبرانه پاشیده شده اند تا اتاقم را ارام تر کنند...
و اون گلدونای کوچولوی سفالیه رنگی که توش کاتوسامو گذاشتم و صدای عشقو عاشقشون اتاقو پر کرده..:)
حال دلم خوب است چه فرقی میکند ان بیرون چه میخواهد بر سرم بیاید
برچسب: اتاق, نویسنده: آتنا رستمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:15
برچسب: نویسنده: آتنا رستمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:15
دیروز از صبح درگیر پخت کیک بودم برا تولد یه فامیل و از صبح زود که پا شدم و رفتم برا خرید وسایل و ظرفو اینا تا 2 درگیر بودم بعد رفتم کلاس تو کلاس مامان گفت کیکم ته گرفت:(
دوباره راه برگشتو مجبور شدم تو گرما برم تلکو تلک فروشگاه وسایل بخرم دوباره:)))ولی وقتی رفتم خونه دیدم خیلی ناجور نبوده و خوب از اب در اومده و در نهایت به قسمت جذاب خامه زنی و طراحی روی کیک رسیدم که کلی عشق کردم با اینکه داغون شدم کیکو بغل کردم رفتم مهمونی شبش یک اومدم خونه و برا امتحان فردا نشستم تا 4 صبح خوندم و بعد خوابیدمو 7 صبح پا شدیم رفتیم در دل طبیعت با دوستان:
نگم براتون که چقد خسته بودم و تا همین الان درگیر بودمو تاز