خرید بک لینک
یه روزایی هست که حال دلت بی دلیل خوبه... هوای بهاری لطیفه و صدای پیانوی دلنشین توی گوشت ، زندگی کردن رو نجوا میکنه...سمت چپت یه میز ارایش با زوایای ارامش بخشه و یه ایینه گسترده که توش عکس پنجره به خوبی دیده میشه با اون گلدونای کوچیکه لب طاقچه که ردیف صف کشیدن... تختی که کنار پنجرس و تمام حجم خورشیدی که از پنجره میاد تو ، سهم اونه و منی که روش نشستم در گوشه دنج و دلچسب خودم:) و رنگ هایی که دلبرانه پاشیده شده اند تا اتاقم را ارام تر کنند... و اون گلدونای کوچولوی سفالیه رنگی که توش کاتوسامو گذاشتم و صدای عشقو عاشقشون اتاقو پر کرده..:) حال دلم خوب است چه فرقی میکند ان بیرون چه میخواهد بر سرم بیاید

برچسب: اتاق, نویسنده: آتنا رستمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:15

یه لحظه هایی هست که دلت میخواد یکی از یه نا کجا اباد پیداش بشه وقتی گوشیتو باز کردی یه پیام ازش ببینی که گفته حالت خوبه دوستمیه زمانایی ادم دلش یکیو میخواد که نیست که حتی نمیشناسه! ازون ادمایی که از چیزایی حرف میزنن که کسی نزده! مثلا حال دلتو میپرسنو میگن که اومدن تا حال دلت خوش باشه! دلم ازون ادمای یهویی رو میخواد که حرفاش بره ته ته قلبم تو عمق وجودم رخنه کنه اونقدر دلنشین باشه که دلم بخواد ساعت ها گوش بدم به حرف هاش دلم یه ادم جدید میخواد با حرف های غیر تکراری یه ادم خاص که منو متعجب کنه خستم از ادم های تکراری اطرافم که یا غر غر زندگیو میزنن یا غم هاشو میبینن یا اونقدر مسائلو به هم میپیچنو

برچسب: نویسنده: آتنا رستمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:15

دیروز از صبح درگیر پخت کیک بودم برا تولد یه فامیل و از صبح زود که پا شدم و رفتم برا خرید وسایل و ظرفو اینا تا 2 درگیر بودم بعد رفتم کلاس تو کلاس مامان گفت کیکم ته گرفت:( دوباره راه برگشتو مجبور شدم تو گرما برم تلکو تلک فروشگاه وسایل بخرم دوباره:)))ولی وقتی رفتم خونه دیدم خیلی ناجور نبوده و خوب از اب در اومده و در نهایت به قسمت جذاب خامه زنی و طراحی روی کیک رسیدم که کلی عشق کردم با اینکه داغون شدم کیکو بغل کردم رفتم مهمونی شبش یک اومدم خونه و برا امتحان فردا نشستم تا 4 صبح خوندم و بعد خوابیدمو 7 صبح پا شدیم رفتیم در دل طبیعت با دوستان: نگم براتون که چقد خسته بودم و تا همین الان درگیر بودمو تاز

برچسب: سره,شلوغ, نویسنده: آتنا رستمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:15

صفحه بندی